۷ مطلب در دی ۱۳۹۵ ثبت شده است

65. پاورقی (التماس دعا)

  • [ آندیـ ـا ]
  • يكشنبه ۲۶ دی ۹۵
  • ۱۴:۴۳
  • ۴۲ نظر
سلام.
دوستان پدربزرگم دو هفته س که بیمارستان سی سی یو بستریه و دکترها ازش قطع امید کردن.
بابام تازه دیشب بهم خبر داد توی تلگرام و یه عکس دردناک ازش توی حالت بیهوشی فرستاد.
با وجودی که شاید پدربزرگم رو تو عمرم دو بار بیشتر ندیده باشم و ازش حتی خاطره کمرنگ یا محبت ماندگاری خاطرم نیست؛
اما خیلی براش غُصه دارم... با دیدن عکسش جگرم خون شد بی اختیار اشکام ریخت...
ازتون خواهش میکنم برای سلامتیش دعا کنید.

゜*パステル*゜ のデコメ絵文字 جریان اون کامنت رو فراموش میکنم و اون دوست عزیز رو میبخشم...

64. چالش ^_^

  • [ آندیـ ـا ]
  • چهارشنبه ۲۲ دی ۹۵
  • ۰۸:۲۱
  • ۲۷ نظر

سلام!

از این چالشآ گذاشتم، که بدون اسم و کاملاً ناشناس نظرتون رو نسبت به من میگین!

دیگه بلاخره تو همین چند مآه تا حدودی باید منو شناخته باشین. همون اندکـ شناخت رو برام بنویسید.

رودروایستی و اینآ هم نداریم! من انتقاد پذیرم؛ پس راحت باشید...


゜*パステル*゜ のデコメ絵文字 تیک دکمه "ارسال نظر به صورت ناشناس" یادتون نره...! ^_^

63. پاورقی (تا سپیده ای دیگر...)

  • [ آندیـ ـا ]
  • سه شنبه ۱۴ دی ۹۵
  • ۱۶:۳۷
  • ۲۰ نظر

62. یه عالمه اتفاق!

  • [ آندیـ ـا ]
  • يكشنبه ۱۲ دی ۹۵
  • ۰۹:۴۲
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

61. خدافظی پایان ترمی!

  • [ آندیـ ـا ]
  • شنبه ۴ دی ۹۵
  • ۰۹:۵۹
  • ۲۵ نظر

سلام دوستای عزیزم (همیشگی هام)

این که چقدر خوشحالم واسه داشتن شُماها خدا میدونه! دوستای وبلاگی و مجازی من...

به قول راسیـنال جانَم بعضی از دوستای وبلاگی حتی از دوستای واقعی مون هم بهمون نزدیک ترن...

میشه حتی بیشتر دوستشون داشت.

گاهی وقتا دلم لبریز میشه از حرفهایی که نمیتونم توی دنیای واقعی م به کسی بگم، پناه میارم به اینجا و میدونم کسایی رو دارم تا با حرفاشون بهم انگیزه بدن برای حتی نفس کشیدن... برای بهتر بودن... برای فراموش نکردن خوبی ها... برای کمرنگ کردن تمام چیزهای آزار دهنده...

خلاصش اینکه یه دُنیا مرسی که هَستین.

امتحانای پایان ترمم شروع شُده منم میخوام تمام تلاشم رو بکنم واسه بهترین بودن! چیزی که از شُماها یاد گرفتم...

اینه که تا تموم شُدن امتحانا دیگه خاطره ای ثبت نمیکنم. اما تمام اون لحظه هاییکه توی این مدت ارزش ثبت کردن رو داشته باشه یه گوشه یادداشت میکنم تا بعد امتحانا بیام بترکونم با یه آپــــِ توپول!!!

کمرنگ شُدنم رو توی این وهله زمانی ببخشید و قول میدم وقتی برگشتم حسابی جبران کنم. اما چون نمیتونم ازتون بی خبر باشم سعی میکنم کم و بیش پیشتون بیام..

برام زیاده زیـــــــــــاد دعا کنید...

دوستون دارم_فعلاً خدانگهدارتون...مآچ مآچ...

60. نهایت عشقمون...

  • [ آندیـ ـا ]
  • شنبه ۴ دی ۹۵
  • ۰۹:۵۵
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

59. رقص گیسوان سیه در زمستان سپید!

  • [ آندیـ ـا ]
  • چهارشنبه ۱ دی ۹۵
  • ۰۸:۵۴
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
من یک دخترم؛
با سری پُر از شعر و واژه...
از این پس مرا ؛
با نام هنریِ #آندیا بخوان!