سلام.
دوستان پدربزرگم دو هفته س که بیمارستان سی سی یو بستریه و دکترها ازش قطع امید کردن.
بابام تازه دیشب بهم خبر داد توی تلگرام و یه عکس دردناک ازش توی حالت بیهوشی فرستاد.
با وجودی که شاید پدربزرگم رو تو عمرم دو بار بیشتر ندیده باشم و ازش حتی خاطره کمرنگ یا محبت ماندگاری خاطرم نیست؛
اما خیلی براش غُصه دارم... با دیدن عکسش جگرم خون شد بی اختیار اشکام ریخت...
ازتون خواهش میکنم برای سلامتیش دعا کنید.

゜*パステル*゜ のデコメ絵文字 جریان اون کامنت رو فراموش میکنم و اون دوست عزیز رو میبخشم...